ناصر عبداللهی رویای ناتمام من

یه زخم کهنه روی بالم/ یه آسمون که چشم به رام نیست/ به غیر واژه غریبی/ چیزی توی ترانه هام نیست/ حتی یه آینه پیش روم نیست/ که اسممو یادم بیاره/ تنها ترین مسافر شب/ تو خلوتم پا نمیزاره/ ازم نخوا با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی/ اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمیمونی/ ازم نخوا با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی/ اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمیمونی/ تو هم کنارم نمیمونی/ دل من از نژاد عشق/ از تو و از ترانه لبریز/ یه دنیا غم توی صدامه/ مثل سکوت تلخ پاییز/ رنگ پرنده غریبم/ من از نژاد آسمونم/ میون این همه ستاره/ من یه شهاب بی نشونم/ ازم نخوا با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی/ اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمیمونی/ ازم نخوا با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی/ اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمیمونی/ تو هم کنارم نمیمونی/ تو هم کنارم نمیمونی/ تو هم کنارم نمیمونی/ ازم نخوا با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی/ اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمیمونی/ ازم نخوا با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی/ اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمیمونی /

فرشته

یا فاطمه‌ بنت‌ نبى‌، اى‌ همدل‌ و جان‌ و على‌، 
اى‌ تاج‌ نور دنیا، یا زهرا 

یا فاطمه‌ سرخدا، اى‌ گوهرِ تاج‌ وفا، 
اى‌ باشکوه‌، اى‌ والا، یا زهرا، 

اى‌ دخت‌ گل‌! اى‌ یاسمین‌! اى‌ اسوه‌ زن‌ در زمین‌! 
اى‌ آسمان‌ از تو متین ‌ اى‌ آسمان‌ از تو متین 

یا فاطمه‌ بنت‌ نبى‌! عشق‌ محمد با على 
غیرت‌ حسین‌ از شیره‌جان‌ تو نوشید شیرخدا تا پاى‌ جان‌ بهر تو کوشید 

شمع‌ تو از شیران‌ حق‌ پروانه‌ها ساخت ‌ از زینب‌ زهرا نشان‌ افسانه‌ها ساخت 
مریم‌ گل‌ آراى‌ مسیح‌ چون‌ ژاله‌ تو باغ‌ نجابت‌ خرم‌ از آلاله‌ تو 
ام‌ ابیها! ام‌ نور! اى‌ بى‌نهایت‌! اى‌ مظهر شور و شرف‌ شرم‌ و شفاعت‌! 
حسن‌ براى‌ عشق‌ دین‌ مهر تو افروخت ‌ حسین‌ براى‌ حفظ‌ دین‌ قهر از تو آموخت 

یا فاطمه‌! یا فاطمه‌! یا طاهره‌! مطهره‌! اى‌ تو صدیقه‌! زکیه‌! ام‌ ابیها! زهرا! 
یا فاطمه‌! یا فاطمه‌! یا مرضیه‌! یا راضیه‌! اى‌ شان‌ کوثر مهر تو! 

اى‌ هر چه‌ دریا! زهرا!قلب

منو ببخش
که ندیده می گرفتم
التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش
که گرفتم جای دست عاشقتو
دست عشق دیگرونو
لایق عشق بزرگ تو نبودم
خورشید بانو
غافل از معجزه تو شد وجودم
اسیر جادوت
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هرجا دلت رو می شکستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخشقهر

ناصریا تو که تا حالا بدت دیدم
از دنیا خوشی ندیدم 
از همه کس بدت دیدم 
ناصریا از نارفیق پشتت خمیده
از ناروش سینه ات دریده 
از همه کس بدت دیدم 
للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا ...
عشق تو حقن ( حقه ) ولی دنیا پر ناحقن از همه کس بدت دیدم از هیچ کس خوشی ندیدم 
عشق تو حقن ( حقه ) ولی دنیا پر ناحقن از همه کس بدت دیدم از هیچ کس خوشی ندی خوشی ندی لا لا
للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا ...
تاصریا از عشق دنیا خو بار کن
از هرچه رنگه تو خار کن 
به دشمن دون خار کن
ناصریا از دنیا دلت بریدم
سختی وا جون خود خریدم 
از صبا خود چه دیدم
للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا ...
حالا نوبت توست ، حالا یالا تا وقتیت هه( هست)
باید بجنگی تا قوتت هه ، حالا یالا برو زود بش(باش)
حالا نوبت توست ، حالا یالا تا وقتیت هه
باید بجنگی تا قوتت هه، حالا یالا برو زود بش
للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا ...
للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا ...

افسوس

دل شکسته

دل شکسته

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم
اگر خنجر دوستان برده ایم
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

دل شکسته

 گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم
تکیه دادم به غرورم 
تا دیگه از پا نیفتم

گریه کردم گریه کردم
چه ترانه بی اثر بود
مثه مشت زدن به دیوار
اولین فصل شکستن
آخرین خدانگهدار
من به قله می رسیدم
اگه هم ترانه بودی
صد تا سدو می شکستم

اگه تو بهانه بودی
اگه هم ترانه بودی
اگه تو بهانه بودی
اگه هم ترانه بودی
اگه تو بهانه بودی

گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم

با تو فانوس ترانه
یه چراغ شعله ور بود
لحظه ها چه عاشقانه
قاصدک چه خوش خبر بود
کوچه ها بدون بن بست
آسمون پر از ستاره
شبا گلخونهء خورشید
واژه ها شعر دوباره
واژه ها شعر دوباره
دست تکون دادن آخر
توی اون کوچه ی خلوت
بغض بی وقفه ی آواز
گریه های بی نهایت

گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم
گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم
گریه کردم گریه کردم
گریه کردم گریه کردم

دل شکسته

یه روز دلم گرفته بود . مثل روزای بارونی
از اون هواها که خودت . حال و هواشو میدونی
اگه بشه با واژه ها . حالمو تعریف بکنم
تو هم من و شعر منو با همه حست میخونی
یه حالی داشتم که نگو . یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه از روحمو من . جایی گذاشتم که نپرس
یه جایی که میگردم و دوباره پیداش میکنم
حتی اگه کویر باشه . بهشت دنیاش میکنم
اسم قشنگ شهرمو تو میدونی چی میذارم
دونه دونه . کوچه هاشو به اسمای کی میذارم
آخه تو هم مثل منی . مثل دلای ایرونی
وقتی هوا ابری میشه . حال و هوامو میدونی
وقتی هوا ابری میشه . حال و هوامو میدونی
یه روز دلم گرفته بود . مثل روزای بارونی
از اون هواها که خودت . حال و هواشو میدونی
اگه بشه با واژه ها . حالمو تعریف بکنم
تو هم من و شعر منو با همه حست میخونی
یه حالی داشتم که نگو . یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه از روحمو من . جایی گذاشتم که نپرس
یه جایی که میگردم و دوباره پیداش میکنم
حتی اگه کویر باشه . بهشت دنیاش میکنم

دل شکسته

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره
وقتی آهسته غروب . تو خونه پا میذاره
وقتی هر لحظه نسیم . توی باغچه ها میاد
توی خاک گلدونا . بذر حسرت میکاره
وقتی شبنم میشینه . رو غبار جاده ها
وقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره
وقتی توی آینه . خودمو گم میکنم
میدونم که لحظه هام . رنگ آبی نداره
تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره
تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره

دل شکسته

 یه روز از همین روزا روی شب پا میذارم
توی قاب لحظه ها عکس فردا میذارم
تا که خوب خوب بشه زخمای دلواپسی
عشقو مرهم میکنم روی دلها میذارم
تو وجود آدما حس آشنایی هست
مثل حس من و تو . اسمشو ما میذارم
عزم آدما بلند . روح آدما وسیع
عزم آدما بلند . روح آدما وسیع
توی شعرم واسشون . کوه و دریا میذارم
کوه و دریا میذارم...
توی بحت جاده ها . هر جا که دیدنی نیست
چشمامو میبندم و جاش یه رویا میذارم
توی بحت جاده ها . هر جا که دیدنی نیست
چشمامو میبندم و جاش یه رویا میذارم
من مسافر و غریب . اما لبریز یقین
میدونم تو راه عشق همه رو جا میذارم
من مسافر و غریب . اما لبریز یقین
میدونم تو راه عشق همه رو جا میذارم
عزم آدما بلند . روح آدما وسیع
عزم آدما بلند . روح آدما وسیع
توی شعرم واسشون . کوه و دریا میذارم
کوه و دریا میذارم...
توی بحت جاده ها . هر جا که دیدنی نیست
چشمامو میبندم و جاش یه رویا میذارم
توی بحت جاده ها . هر جا که دیدنی نیست
چشمامو میبندم و جاش یه رویا میذارم
من مسافر و غریب . اما لبریز یقین
میدونم تو راه عشق همه رو جا میذارم
من مسافر و غریب . اما لبریز یقین
میدونم تو راه عشق همه رو جا میذارم
یه روز از همین روزا روی شب پا میذارم
توی قاب لحظه ها عکس فردا میذارم
یه روز از همین روزا روی شب پا میذارم
توی قاب لحظه ها عکس فردا میذارم

دل شکسته

 من خودمم نه خاطره . منظره ام نه پنجره
من یه هوای تازه ام . نه انعکاس پنجره
میخوام سکوت کوچه رو . ترانه بارون بکنم
دلارو به ضیافت ترانه مهمون بکنم
میخوام بگم که این صدا هر چی که هست مال منه
شیشه رخوت شبو سنگ ستاره میشکنه
خونه من همینوراست . پیش شما پیاده ها
هر جا که چشم عاشقی مونده به خط جاده ها
هر جا که چشم عاشقی مونده به خط جاده ها
همنفس این وطنم . همدل دلبستگیاش
همدم دلواپسی و همقدم خستگیاش
بغض ترانه سنگیه . من ولی جنس شیشیه ام
دل رو به غربت نزدم . تیشه نخورده ریشه ام
بغض ترانه سنگیه . من ولی جنس شیشیه ام
دل رو به غربت نزدم . تیشه نخورده ریشه ام
من خودمم نه خاطره . منظره ام نه پنجره
من یه هوای تازه ام . نه انعکاس پنجره
میخوام سکوت کوچه رو . ترانه بارون بکنم
دلارو به ضیافت ترانه مهمون بکنم
میخوام بگم که این صدا هر چی که هست مال منه
شیشه رخوت شبو سنگ ستاره میشکنه
خونه من همینوراست . پیش شما پیاده ها
هر جا که چشم عاشقی مونده به خط جاده ها
هر جا که چشم عاشقی مونده به خط جاده ها
همنفس این وطنم . همدل دلبستگیاش
همدم دلواپسی و همقدم خستگیاش
بغض ترانه سنگیه . من ولی جنس شیشیه ام
دل رو به غربت نزدم . تیشه نخورده ریشه ام
بغض ترانه سنگیه . من ولی جنس شیشیه ام
دل رو به غربت نزدم . تیشه نخورده ریشه ام
تنها دلیل بودنم . خوندن این ترانه هاست
زخم هزار تا خاطره تو دل عاشقانه هاست
تنها دلیل بودنم . خوندن این ترانه هاست
زخم هزار تا خاطره تو دل عاشقانه هاست

دل شکسته

ای عشق تو ایمانم
از عشق تو بیجانم
ای مرهم دردانم
جانانه تو نازتکه
توم گفت که دلنوازی
شهزی بر و شهنازی
با ما تو مکن بازی
جانانه تو نازتکه

نازتکه نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه جانانه تو نازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه

توم گفت که دلم خونن
دیوانه و مجنونن
هر لحظه پریشانن
هر لحضه پریشانن
جانانه تو نازتکه
ای(این) جان گدازتکه

نازتکه و نازتکه تو به می گدازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه

ای سرور و سلطانم بین ناله پنهانم
ای سرور و سلطانم بین ناله پنهانم
ای(این) دیده ی گریانم ای(این) دیده ی گریانم
از بس که تو نازتکه تا جان گدازتکه
از بس که تو نازتکه ای(این) جان گدازتکه

دل شکسته

 دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنهء کفش فرارو ور کشید 
آستین همت رو بالا زد و رفت
دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنهء کفش فرارو ور کشید 
آستین همت رو بالا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب 
سنگ توی شیشهء فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشهء فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

دل شکسته

این شفق است یا فلق . مغرب و مشرقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو
این شفق است یا فلق . مغرب و مشرقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو
آینه در جواب من باز سکوت میکند
باز مرا چه میشود . ای تو حقایقم بگو
جان همه شوق گشته ام
طعنه نا شنیده را
در همه حال خوب من
با تو موافقم بگو
پاک کن از حافظه ات شور غزلهای مرا
شاعر مرده ام بخوان . گور علائقم بگو
جان همه شوق گشته ام
طعنه نا شنیده را
در همه حال خوب من 
با تو موافقم بگو
با من کور و کر ولی واژه به تصویر مکش
منظره های عقل را با من و سابقم بگو
من که هر آنچه داشتم
اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی
اگر که لایقم بگو
من که هر آنچه داشتم
اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی
اگر که لایقم بگو
یا به زوال میروم یا به کمال میرسم
یکسره کن کار مرا. بگو که عاشقم بگو
یا به زوال میروم یا به کمال میرسم
یکسره کن کار مرا . بگو که عاشقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو

 

منبع متن ترانه ها از http://nasser-matn.blogfa.coml

/ 28 نظر / 354 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوذر اکبری

نمی دونم چی میخوای از جونِ دنیای سرد آخرش اونو میخوای دستی که لمست کرد میدونم پریشونی قصه ی تازه بگو قصه ی شروع شدن بوسه های نوی نو یه هماغوشیِ داغ یه سؤالِ بی چراغ یه سحر یه دشت نسیم بدونِ غصه فِراق اونیکه جوونی و سادگیشو همه جا وقفِ تو کرد اونه لایقِ یه دنیا بندگی تا به اون غروبِ سرد . . . [دست][گل][بغل] ممنون از حضور و نظرتون داریوش جان ..... یا حق[گل]

سخی

سلام دوست عزيز و محترم تمام داشته ها و يادداشتهايتان عالي هستند و هميشه ميآيم و از آنها استفاده ميكنم تشكر از شما ارزوی موفقیت براتون دارم

سحر

خدا بيامرزدش..جوان بود ....سلام خوبي چه خبرا كم پيدايي؟؟نيستي؟؟

سحر

دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید گریه‌ام را به حساب سفرم نگذارید دوست دارم كه به پابوسی باران بروم آسمان گفته كه پا روی پرم نگذارید این قدر آیینه‌ها را به رخ من نكشید این قدر داغ جنون بر جگرم نگذارید چشمی آبی‌تر از آیینه گرفتارم كرد بس كنید این همه دل دور و برم نگذارید آخرین حرف من این است ، زمینی نشوید فقط از حال زمین بی ‌خبرم نگذارید

آریانا آریارمن

درود بر شما دوست نیک سرشت و ایرانیم از اینکه بسیار دیر به تارنمایتان آمدم،از شما پوزش می خواهم و امیدوارم مرا بخشیده باشید. نوشتار و حضور همیشگی شما را در تارنمایم دیدم و شما را در این پاسداشت دوستی بی همتا می ستایم و امید است لیاقت خود را به خوبی نشان دهم. بر لب پرتگاه سبک بالان از گیسهای بهم تابیده ای در حال سقوطم و نگرانی سقوط و مرگ اشکها آزارم می دهد. گویی که باید در زمان وداع اشکهایم را نثار جاودانگی یک ظهور شرمزده کنم.... بیایید تا در جشنمان غریبه نباشیم. منتظر آمدنتان هستم،دست بر زیر چانه و در کوچه ای بی رهگذر. پاینده و شاد و سربلند باشید تا بیکران. قلمتان تا بیکران،جاودانه باد. تا درود و دیداری دیگر بدرود

برای تو می سرایم

یه روز از همین روزا روی شب پا میذارم توی قاب لحظه ها عکس فردا میذارم تا که خوب خوب بشه زخمای دلواپسی عشقو مرهم میکنم روی دلها میذارم تو وجود آدما حس آشنایی هست مثل حس من و تو . اسمشو ما میذارم... رفتن همیشه ناصر عبد اللهی برای من هم واقعا درد ناک بود ... با صداش حس عجیبی داشتم و دارم.. روحش شاد[گل]

اشک شبنم

خیلی عالی کار کردی