روزهای بی‌خاطره

داریوش تشکر کمال آباد

 
فراموش شدگان
نویسنده : داریوش تشکر کمال - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۳/۱٦
 

فراموش شدگان تاریخ

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

نظر یادتون نره


بسیاری از مشاهیر ایران و جهان با خودکشی به‌زندگی خود پایان دادند، فهرست زیر در برگیرنده برخی از نامدارهاست.

منبع خبر اینجاست.

The_Death_of_Socrates

از مشاهیری که خودکشی کرده اند در تاریخ میتوان سقراط حکیم را نام برد که بدست خود جام زهرآگین نوشید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

فهرست مشاهیری که خودکشی کرده‌اند

خودکشی


آ-الف

  1. پدرو آرمنداریز (۱۹۶۳) ، هنرپیشه مکزیکی
  2. نادژدا آلیلیوا (۱۹۳۲) ، دومین همسر استالین
  3. سعید امامی (۱۹۹۹) ، از عوامل قتل‌های زنجیره‌ای دگراندیشان در ایران
  4. امپدوکلس (۴۳۲) ، فیلسوف یونانی
  5. دازای اوسامو (۱۹۴۸ژاپنی
  6. رینالدو آرناس (۱۹۹۰) نمایش‌نامه‌نویس، نویسنده و شاعر کوبایی
  7. آلبرت آیلر (۱۹۷۰) آهنگ‌ساز و خواننده آمریکایی

ب

  1. میلان بالیک (۲۰۰۶) رهبر پیشین جمهوری صربستان کراجینا که به عنوان جنایتکار جنگی شناخته شده‌بود.
  2. ریچارد براتیگان (۱۹۸۴) ، نویسنده آمریکایی
  3. والتر بنیامین (۱۹۴۰) ، فیلسوف آلمانی
  4. شارل بوایه (۱۹۷۷) ، هنرپیشه فرانسوی

پ

  1. مارک پاتوین (۲۰۰۶) ، آموزگار هاکی
  2. سیلویا پلات (۱۹۶۳) ، شاعر آمریکایی

ت

  1. متود ترابک (۲۰۰۶) ، قاتل اسلوانیایی
  2. اشتفان تسوایک (۱۹۴۲) ، نویسنده اتریشی
  3. سپهدار تنکابنی (۱۹۲۶) ، سیاستمدار ایرانی
  4. غلامرضا تختی

د

  1. کریس داتی (۲۰۰۶) فیلمساز کانادایی
  2. استیگ داگرمن (۱۹۵۴) ، نویسنده سوئدی
  3. دوروتی داندریچ (۱۹۶۵) ، هنرپیشه آمریکایی
  4. علی اکبر داور (۱۹۳۷) ، سیاستمدار ایرانی
  5. گی دبور (۱۹۹۴) ، نویسنده، نظریه‌پرداز و سینماگر فرانسوی
  6. دنیس دنتون (۲۰۰۶) استاد دانشگاه کالیفرنیا
  7. ژیل دلوز (۱۹۹۵) ، فیلسوف فرانسوی

ر

  1. کولژیت راندهاوا (۲۰۰۶) هنرپیشه هندی

س

  1. سافو، شاعر یونان باستان
  2. جورج ساندرز (۱۹۷۲) ، هنرپیشه
  3. سقراط (۳۹۹) ، فیلسوف یونانی
  4. پل سلان، (۱۹۷۰) شاعر رومانیایی
  5. جین سیبرگ (۱۹۷۹) ، هنرپیشه آمریکایی

ص

  1. صادق هدایت (تولد ۱۲۸۱، مرگ ۱۳۳۰نویسنده ایرانی

ع

  1. غزاله علیزاده (۱۹۹۶) ، نویسنده ایرانی

ف

  1. ریچارد فارنسورث (۲۰۰۰) ، هنرپیشه آمریکایی

ک

  1. کاپوسین (۱۹۹۰) ، هنرپیشه فرانسوی
  2. یاسوناری کاواباتا (۱۹۷۲) ، نویسنده ژاپنی
  3. آرتور کستلر (۱۹۸۳) ، نویسنده و فعال سیاسی
  4. کلئوپاترا (۶۹-۳۰ قبل از میلاد)، ملکه ی مصر
  5. جان کندی تول (۱۹۶۹نویسنده آمریکایی
  6. غازی کنعان (۲۰۰۵وزیر کشور سوری
  7. کرت کوبین (۱۹۹۴) ، خواننده و گیتاریست گروه نیروانا
  8. براین کیت (۱۹۹۷) ، هنرپیشه انگلیسی

گ

  1. رومن گاری (۱۹۸۰) ، نویسنده لیتوانی الاصل فرانسوی
  2. پاول یوزف گوبلز (۱۹۴۵) ،از سران حزب نازی

م

  1. اندرو مارتینز (۲۰۰۶)، از دانشجویان دانشگاه برکلی که به لخت پیشگی گروید.
  2. یان مازاریک (۱۹۴۸) ، سیاستمدار چک
  3. اونا مانسن (۱۹۵۵) ، هنرپیشه آمریکایی
  4. هانری دو منوترلان (۱۹۷۲) ، نویسنده فرانسوی
  5. مریلین مونرو (نام اصلی:نورماجین بیکر) (۱۹۶۲) ، هنرپیشه آمریکایی متولد ۱۹۲۶
  6. ولادیمیر مایاکوفسکی ( آوریل، ۱۹۳۰) شاعر روس
  7. ایوانا برلیچ ماژورانیچ (۱۹۳۸) نویسنده کروات

ن

  1. ژرار دو نروال (۱۸۵۵) ، شاعر فرانسوی
  2. نرون (۶۸) ، امپراتور روم

و

  1. ونسان ونگوگ (۱۸۹۰) ، نقاش هلندی
  2. ویرجینیا وولف (۱۹۴۱نویسنده انگلیسی.

ه

  1. هانیبال (۱۸۲) ، سردار کارتاژی
  2. رودلف هوس (۱۹۸۷) ، رهبر قدیمی نازی
  3. ارنست همینگوی (۱۹۶۱) ، نویسنده آمریکایی
  4. بنیام‍ین هندریکسون (۲۰۰۶)
  5. حسن هنرمندی (۲۰۰۲) ، شاعر و مترجم ایرانی
  6. هاینریش هیملر (۱۹۴۵) ، از رهبران نازی
  7. آدولف هیتلر (۱۹۴۵) ، رهبر دولت نازی آلمان

ی

  1. گیگ یانگ (۱۹۷۸) ، هنرپیشه آمریکایی

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

مرگ

آن که به انتظار مرگ نشسته بدبخت است...

اما بدبخت ترازاو کسی است که ازمرگ میترسد...

(ژولیوس ویلهم زینک گرف)

ملک الموت

**********************************

                                                  وقتـی که مــرگ به ســراغـت می آیـد ...
حسرت زندگی پوچت
ثروتی که با ذره ذره وجودت
و عزتی که با قطره قطره آبرویت
جمع کرده بودی به ناگاه برایت بی مفهوم و بی ارزش میشود
                                                              وقتـی که مــرگ به ســراغـت می آیـد ...
وحشت وجودت را فرا میگیرد
ترس تمام اندامت را می لرزاند
و عزرائیل جانت را چنان میگیرد که گویی هرگز زاده نشده ای
                                                              وقتـی که مــرگ به ســراغـت می آیـد ...
بدان که آسوده شدی از تمام زشتی ها
بدان که فارغ شدی از جهنمی بد تر از هزار کرور آتش
بدان که تو دیگر زخم عشق و فریاد درد را تجربه نخواهی کرد
و با تمام وجودت درک میکنی ؛
که چه زیبا است مرگ!!
                                                            وقتـی که مــرگ به ســراغـت می آیـد ...
بــدان که تو دیــگر مــــــــــــــــرده ای!!
                                                 *         *          *

قبرستان

**********************************

یادتون میاد....

ماجرای عشق و جنایت شاهرخ و سمیه را بیاد دارید....

جنایت خیابان گاندی یا ماجرای شاهرخ و سمیه، جنایت عشقی بود که در ۱۶ دیماه سال ۱۳۷۵توسط دو نوجوان ۱۶ ساله به نامهای شاهرخ وثوق و سمیه شهبازی نیا در خیابان گاندی رخ داد.

این جنایت به علت سن پایین قاتلان، موضوع و خانوادگی بودن آن، شهرت یافت و جنجال بسیار زیادی در رسانه های گروهی ایجاد نمود که پس از گذشت اندک زمانی روزنامه ها به دلائل نامعلومی دیگر از این ماجرا چیزی ننوشتند و کم کم این درام جنایی به فراموشی سپرده شد و در میان عموم مردم چنین شایعه گردید که بدلیل ثروت و مکنت پدر سمیه دادگاه از اعدام آنها صرف نظر کرده و آنها درگوشه ای از این دنیای بزرگ با هویتی جدید زندگی میکنند.

در این جنایت، برادر و خواهر ۱۱ و ۹ ساله سمیه در حمام منزل پدری سمیه در خیابان گاندی، توسط وی و شاهرخ، به طرز فجیعی به قتل رسیدند. مادر سمیه نیز هدف این جنایت قرار داشت که پیش از اقدام قاتلان، جنایت افشا شد. 

سمیه و شاهرخ، بعد از جنایاتی که انجام دادند، اظهار کردند که تحت تأثیر فیلم سینمایی قاتلین بالفطره قرار داشته‌اند

‌‏‎ حکم‌‏‎ محکومیت‌ شاهرخ‌‏ عامل جنایت‌‏‎ خیابان گاندی تایید‏‎ شد‏‌‏

  دادگاه در ۳ مارس ۱۹۹۷ هر دو را به قصاص محکوم نمود که با اعلام گذشت پدر سمیه، شاهرخ به ۱۲ سال و سمیه به ۱۰ سال زندان محکوم شد.

… بنا به حکم دادگاه، اکنون هردوی این عشاق آزاد شده اند … به نظر شما آیا هنوز هم به مانند آن زمان که دست به جنایت زدند، عاشق یکدیگر هستند؟!! ..

عکسها تزئینی است

منبع

منبع

منبع

**********************************

سید محمد حسین طباطبایی نابغه ی قرآنی

کمتر کسی است که هم سن و سال ما باشد و نام این عالم بزرگ را نشنیده و یا حداقل تصویر او را ندیده باشد. نابغه ای که سالهاست دیگر نه در صدا و سیما و نه در جراید و رسانه های گروهی نامی از او برده نمی شود و گویی قطره آبی شده و به زمین رفته...

محمد حسین طباطبائی فوق تخصص مفاهیم قرآن از دانشگاه انگلیس


چند سال یش معجزه ای در جهان اسلام در ایران رخ داد کودکی ۲ سال و چند ماهه که حافظ جزء۳۰ قرآن بود و در سن ۵ سالگی حافظ و مفسر کل قرآن همه او را به یاد دارند و هر جا که می رفتی صحبت ازمحمدحسین طباطبایی ملقب به ( علم الهدی) بود .

اما آیا اگر حال او را ببینید می شناسیدش؟ کجاست ؟ چه می کند؟

دور سفره نشسته بودند که مادر چند قاشق از غذای خودش را می‌ریزد توی بشقاب محمدحسین. چند دقیقه بعد علم الهدی ( لقبی که پدر برای او انتخاب کرده بود ) چند قاشق از غذای خودش را می‌ریزد توی بشقاب مادر و می‌گوید: هل جزاء الاحسان الا الاحسان...؟

مصاحبه ای در نشریه کیهان از ایشان:

                                                                                                                                        

            * الان اگر کسی شما را در کوچه و خیابان ببیند، می‌شناسد؟

نه، نمی‌شناسند! چون بیشتر هنوز قیافه پنج یا شش سالگی من را در ذهن دارند و به نظرم اینطور بهتر است. در روایت آمده «در گمنامی راحتی است.»

* حالا چه چیزهایی می‌خوانید؟

- از نظر مطالعه محدودیت خاصی ندارم

اما گرایش من بیشتر به مطالعه کتب اخلاقی و دینی است.

* از برنامه‌های آموزشی تلویزیونی‌تان هم خبری نیست...

خب بعد از مدتی که برنامه‌ریزی تحصیل من جدی‌تر شد زمان و فرصت کمتری دست می‌داد تا بتوانم در این گونه کارها شرکت کنم و کم کم از برنامه‌های کاری من به طور خودکار حذف شد.

* در این مدت خودتان هم تدریس می‌کردید؟

بله بعضاً تدریس هم داشته‌ام.

* این روش‌های جدیدی که برای حفظ به وجود آمده در زمان خود شما هم بود، فکر می‌کنید در جامعه جواب می‌دهد؟

اصول حفظ از قدیم تا به حال تغییر نکرده یا با قرائت و تکرار یا از طریق استماع و یا از طریق نوشتن. اما روش‌های تدریس و کلاس‌داری و شیوه‌های آموزشی تغییر کرده. این روش‌های جدید بحمدلله بسیار کارآمدند و من با تمام احترامی که برای روش‌های سنتی قائلم اما از روش‌های جدید آموزشی استقبال می‌کنم.

* به فرزند خودتان چنین روشی پیشنهاد می‌کنید؟

اگر شیوه‌ها و روش‌های بهتری در آن زمان ابداع شده باشد، حتما با آن شیوه‌ها با فرزندم کار می‌کنم.

* بعضی معتقدند به کودکی شما کمی ظلم شده(!) چون آن زمان که باید برای شیطنت و بازیگوشی می‌گذاشتید بیشتر برای تحصیل و فراگرفتن قرآن صرف کردید. آغاز تحصیل از 5/2 سالگی خیلی توان می‌خواهد!

خیلی از مردم این طوری فکر می‌کنند ولی اصلاً این چنین نیست من در همان سن و سال، شیطنت و تفریح خودم را داشتم، یادم می‌آید در یکی از برنامه‌هایی که عده زیادی از خانم‌ها هم حضور داشتند در حال اجرای برنامه بودم و در همان حالی که به سؤالات مطرح شده پاسخ می‌دادم با ماشین اسباب بازی که در دست داشتم بازی می‌کردم- به قول بچه‌ها قام قام بازی - این اتفاق برای خیلی از آنها جالب بود در واقع باورشان نمی‌شد که من دارم پاسخ سؤالاتشان را می‌دهم و همزمان ماشین بازی‌ام را هم می‌کنم.

* قرآن از نظر شما چه تعریفی دارد به عنوان یک نوجوان؟

فکر می‌کنم نگاه یک جوان به قرآن باید مانند نگاه او به عطر باشد، چطور وقتی از خانه خارج می‌شود خود را معطر می‌کند، همانطور برای معطر کردن روح خود باید با قرآن مأنوس باشد. باید قرآن در سینه‌اش باشد تا کم کم در گفتار و رفتارش تأثیر بگذارد. امام صادق علیه السلام مؤمنی را که اهل قرآن نیست به رطبی تشبیه کرده‌اند که گرچه شیرین است اما بویی ندارد، اما شیعه‌ای که با قرآن است را تشبیه به ترنج کرده‌اند که هم مزه خوبی دارد و هم بوی خوبی.

* یک سریالی در ماه مبارک رمضان از تلویزیون با محوریت قرآن کریم پخش شد (صاحبدلان) نظر شما در مورد فعالیت‌های هنری از این دست که نگاه ارزشی به قرآن دارند چیست؟

ما وظیفه داریم از تمام ابزار ممکن برای معرفی قرآن و آوردن آن به صحنه زندگی مردم استفاده کنیم، یکی از ابزار مؤثر و پر مخاطب، پنجره سینما و تلویزیون است که سینمای مذهبی و دینی ما به عقیده من گام‌های موفقی برداشته، اما نباید اینطور باشد که فقط در ماه رمضان شاهد چنین نگاهی و حرکتی باشیم، یکی از علائم آخرالزمان این است که «لایعبدون الله الا فی شهر رمضان» یعنی مردم آخرالزمان تنها در ماه مبارک رمضان خدا را عبارت می کنند!

* «اینترنت» به عنوان رسانه‌ای جهانی چقدر می‌تواند کمک حال ما باشد؟

اینترنت به دلیل دارا بودن زبان مشترک در تمامی دنیا یکی از پل‌های ارتباطی مناسب برای ترویج معارف دینی است. ما هم باید از این ابزار قدرتمند کمال استفاده را ببریم که البته این دیگر به خلاقیت و توانمندی ما برمی گردد تا چگونه از آن بهره بگیریم.

* به چه کسانی از نظر علمی مدیون هستید؟

پدرم که به عنوان اولین استاد و راهنمای من بودند. حجة الاسلام غرویان به عنوان استاد منطق که درس لمعه را نیز نزد ایشان آموختم. حجة الاسلام سیداحمد خاتمی، و استاد پناهیان که علم خطابه را از ایشان فرا گرفتم.

* با سؤالات یک کلمه ای نسل سومی موافقی؟

بله!

* دلتنگی؟

کسی که با قرآن باشد، هیچگاه دلتنگ نمی‌شود.

* نفس؟

باید مراقبش بود به ویژه خانواده اماره‌اش.

* مرگ؟

برای انسان‌های خوب پلی است که با عبور از آن به بهشت می‌رسند.

* گناه؟

آتشی که نزدیکی به آن هم بدجوری می‌سوزاند.

* روشنفکری دینی؟

بیداری.

* Ram215

(با تعجب نگاه می‌کند) یک قسمت سخت افزاری از کامپیوتر.

* باورم نمی‌شد بدانید.

جدی!؟

* اینترنت؟

بهترین وسیله برای نشر اسلام.

* حوزه یا دانشگاه؟

هر دوانه.

* منتظر؟

اهل کار و فعالیت.

* شهید؟

شمع.

* جشن پتو؟

خاطره زیبای جوانی.

* عشق؟

قلب مؤمن.

* آمریکا؟

کلکسیون بدی‌ها.

* انرژی هسته‌ای؟

حق مسلم تمام ملت‌ها.

* سیاست؟

عین دیانت.

* انتخابات مجلس خبرگان؟

سرنوشت ساز.

* رهبری؟

نائب الامام.

* هم مباحثه‌ای؟

دوست صمیمی.

* ان قلت؟

نصف علم.

* ورزش؟

          لازم برای همه.

* فوتبال بازی می‌کنی یا تماشا می‌کنی؟

هر دو! هم بازی می‌کنم هم تماشا می‌کنم.

* پدر؟

اولین معلم و بهترین دوستم.

* خاطره شیرین قرآنی؟

در برنامه پرسش و پاسخ قرآنی که در عربستان و در جمع صدها وهابی داشتم، همه آنها را شکست دادم.

* خاطره غیرقرآنی؟

در هشت سالگی روزی با گروهی از بچه‌ها به اردو رفته بودیم، صبح زود بعد از نماز در حالی که همه خواب بودند من با زغال صورت همه‌شان را سیاه کردم و آن پنجاه نفر هیچ وقت نفهمیدند که چه کسی آنها را سیاه کرده بود!!!

* خدا را شناختی؟

هنوز خودم را هم نشناخته‌ام!

* میزان و معیار زندگی؟

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

* موسیقی؟

گوش می‌کنم. (با خنده) اما از نوع قرآنی آن.

* آخرین کتابی که خواندی؟

اخلاق در قرآن از آیت الله مکارم شیرازی.

* شعر؟

می‌خوانم. اما نه به اندازه‌ای که خیلی‌ها می‌خوانند.

* گلستان سعدی؟

سومین کتابی که آن را خواندم و حفظ کردم.

* دیوان حافظ؟

از دولت قرآن پدید آمده.

* روزنامه؟

سر می‌زنم اما خواننده حرفه‌ای و افراطی روزنامه نیستم.

* دکتر محمدحسین طباطبایی؟

مسکین ابن مسکین، اقل لخلیفه بل لا شی فی الحقیقه...

* بینش 10 سال پیش محمدحسین طباطبایی با الان چه تفاوت‌هایی دارد؟

هر چه می‌خوانم و جلوتر می‌روم خود را فقیرتر و نیازمندتر می‌یابم.

* «لایکلف الله نفساً الا وسعها»؟

به نظر من برای رسیدن به هدف و پیشرفت، باید وظیفه خودمان را بیش از توانی که داریم بدانیم.

* ممنون از این که به بچه‌های نسل سوم فرصت گفت و گو دادید؟

من هم از این که به من فرصت صحبت کردن دادید تشکر می‌کنم.

منبع:

          کیهان، 14/9/85

             منبع اینجاست

    


 
comment نظرات ()