روزهای بی‌خاطره

داریوش تشکر کمال آباد

 
توبه نامه
نویسنده : داریوش تشکر کمال - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٧/٩/٦
 

دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من

به ما درد خود افشا کن مداوا کردنش با من

بیاور قطره ی اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

به ما گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی

طلب کن هر چه می خواهی مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

بیا بند نیک و بد را جمع ، منها کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو توبه نامه را بنویس ، امضا کردنش با من

. . .

برای دیدن مطالب بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


پروین اعتصامی:

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت : ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت : مستی زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت : جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست
گفت: می باید تو را تا خانه قاضی برم
گفت: رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست
گفت: تا داروغه را گویم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
گفت: کار شرع کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم
گفت: پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه
گفت: در سر عقل میباید بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی زان چنین بی خود شدی
گفت: ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم مست را
گفت: هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست

 

Lover

 

 

 

 


 
comment نظرات ()